جوزف ناي: استفاده از قدرت نرم كليد موفقيت يك كشور در قرن 21 است


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003180222

جوزف ناي: استفاده از قدرت نرم كليد موفقيت يك كشور در قرن 21 است

خبرگزاري فارس: استاد روابط بين‌الملل دانشگاه هاروارد و مقام سابق وزارت خارجه آمريكا معتقد است كه در قرن بيست و يكم، يك سياست خارجي هوشمندانه، قدرت سخت تهديد و تطميع را همراه با قدرت نرم جاذبه و تشويق بكار مي‌گيرد و ديگر تعبير "قدرت بزرگ " به عنوان كشوري كه بتواند در جنگ پيروز شود، كارايي لازم را ندارد.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "پابليك افرز " به قلم "جوزف ناي " استاد روابط بين الملل در دانشگاه هاروارد و نويسنده كتاب "آينده قدرت " كه در سال جاري منتشر شد، مي نويسد: قدرت يعني توان تاثيرگذاري بر ديگران به منظور گرفتن نتايج مورد دلخواه. اين مهم را مي توان با تهديد و تطميع و يا با ايجاد جاذبه و تشويق انجام داد. كدام يك از منابع چنين قدرتي را در قرن اخير ايجاد مي كنند؟ در قرن شانزدهم، كنترل مستعمرات و شمش هاي طلا به اسپانيا اين قدرت را اعطا كردند؛ در قرن هفدهم ميلادي هلند از تجارت و تفوق مالي بهره برد؛ در قرن هجدهم، فرانسه به جمعيت زياد و ارتش خود تكيه داشت و در قرن نوزدهم انگليس از انقلاب صنعتي و نيروي درياييش براي برتري يافتن استفاده كرد. باور عموم هميشه اين بوده است كه كشوري كه بزرگترين قدرت نظامي را دارد، برتري نيز يافته است اما در عصر اطلاعات قرن بيست و يكم ممكن است كشوري كه بهترين راهبرد را داشته باشد، پيروز شود. در عصر حاضر چگونگي اندازه گيري موازنه جهاني قدرت مشخص نيست و همچنين نمي توان درباره چگونگي تدوين راهبردهاي موفق براي حفظ قدرت در جهان كنوني اطمينان داشت. 

* بازيگران غيردولتي ممكن است نقش مهم‌تري در آينده جهان داشته باشند 

دو تغيير عمده در قدرت محتمل است، انتقال قدرت و پراكندگي قدرت. انتقال قدرت از دولت حاكم به دولت ديگر يك روند آشناي تاريخي است و بسياري از تحليل گران آن را با قصه افول آمريكا توضيح مي‌دهند كه با قياس تاريخي آن با انگليس و روم تكميل مي‌شود. اما روم به مدت بيش از سه قرن پس از نقطه اوجش همچنان به حاكميت خود ادامه داد و حتي با ظهور يك كشور قدرتمند ديگر تسليم نشد اما با هزاران زخمي كه در درگيري‌هاي داخلي و حملات خارجي اقوام وحشي برداشت، مرگ تدريجي را طي كرد. در واقع، با همه پيش بيني‌هايي كه از برتري چين، هند يا برزيل نسبت به آمريكا در دهه‌هاي آينده مي‌شود، تهديد بزرگ‌تر ممكن است از سوي وحشي گري هاي مدرن و بازيگران غيردولتي به وقوع بپيوندد. 

* فناوري ارتباطات مي‌تواند عناصري كه حتي حق راي نداشتند را به قدرت برساند 

تغيير دوم پراكندگي قدرت است. در حالي كه كشورها همچنان بازيگران مسلط در صحنه جهاني هستند، اين صحنه ممكن است شلوغ‌تر شده و كنترل آن دشوارتر باشد. هر روز افراد بيشتري به اطلاعات بيشتر دسترسي مي‌يابند. آنچه كه ما امروزه در خاورميانه مي‌بينيم، نمونه‌اي از اين حقيقت است كه فناوري ارتباطات با چه سرعتي مي‌تواند عناصري را كه پيش از اين در جوامع حتي حق راي نداشتند، به قدرت برساند. مسائل بين‌المللي ديگر تنها دغدغه دولت‌ها نيستند. افراد و سازمان‌هاي خصوصي- شركت‌ها، "ان جي او " ها و تروريست‌ها اكنون نقش مستقيمي را در سياست‌هاي جهاني بازي مي‌كنند. 

* منابع قدرت جهاني بازي شطرنج سه بعدي را تداعي مي‌كنند 

امروزه، منابع قدرت جهاني به صورتي پراكنده شده‌اند كه يك بازي شطرنج سه بعدي را تداعي مي‌كنند. در بالاي صفحه شطرنج قدرت نظامي تك قطبي قرار دارد و آمريكا در آينده‌اي قابل پيش بيني همچنان به ابرقدرتي خود ادامه مي‌دهد. اما در ميانه صفحه شطرنج، قدرت اقتصادي چند قطبي به مدت بيش از چند دهه قرار دارد و چين، اروپا، ژاپن و آمريكا بازيگران اصلي آن هستند. پايين صفحه شطرنج نيز به روابط فراملي اختصاص دارد كه در آن شركت‌هاي چندمليتي با مقادير زيادي از پول و تروريست‌ها با انتقال اسلحه و هكرها نيز امنيتي سايبري را تهديد مي‌كنند. همچنين چالش بيماري‌هاي واگيردار و تغييرات آب و هوايي وجود دارد. در پايين صفحه شطرنج، قدرت پخش شده و صحبت از تك قطبي بودن، چند قطبي بودن، تسلط يا امپراتوري معنايي ندارد. 

* تعاملات سايبري نقش مهمي در افزايش قدرت بازيگران بين‌المللي بازي مي‌كنند 

هنگامي كه صحبت از سياست‌هاي فراملي مي‌شود كه در پايين صفحه شطرنج قرار دارد، نقش انقلاب اطلاعاتي در كاهش موانع ورود به سياست‌هاي جهاني مشخص است. 40 سال پيش، ارتباطات جهاني آني، كاري ممكن اما هزينه بر بود و تنها به دولت‌ها و شركت‌هاي بزرگ اختصاص داشت. امروزه چنين كاري در سايت اسكايپ رايگان است. هنگامي كه من در دهه 1970 در وزارت خارجه آمريكا خدمت مي‌كردم، آمريكا و شوروي سابق ميلياردها دلار براي دريافت تصاوير ماهواره‌اي از فاصله يك متري هزينه مي‌كردند. امروزه هر فردي مي‌تواند به طور رايگان تصاويري با بالاترين كيفيت از "گوگل ارث " دانلود كند. در سال 2001، يك گروه غيردولتي تعداد زيادي آمريكايي را حتي بيشتر از تعدادي كه ژاپن در "پرل هاربر " كشت، به قتل رساند. يك بيماري واگيردار كه توسط پرندگان يا مسافران هواپيما منتقل مي‌شود مي‌تواند از جنگ جهاني اول يا دوم قربانيان بيشتري بگيرد؛ و به طور فزاينده‌اي، قدرت در دامنه پراكنده تعاملات سايبري مورد آزمايش قرار مي‌گيرد. 

* كشورها بايد از قدرت نرم براي پاسخ به تهديدات مشترك استفاده كنند 

در چنين فضايي، آمريكا نمي‌تواند با اقدامات فردي به اهداف خود دست يابد. به طور مثال، ثبات مالي جهاني براي پيشرفت آمريكا لازم است اما دستيابي به آن بدون همكاري با ديگران غيرممكن مي‌نمايد. چنين قانوني براي تغييرات آب و هوايي نيز صادق است. در حالي كه مرزهاي بين‌المللي امنيت كمتري پيدا مي‌كنند، ملت‌ها بايد از قدرت نرم خود براي ايجاد شبكه‌ها و موسساتي براي پاسخ به تهديدات مشترك استفاده كنند. در اين رابطه، قدرت به يك بازي مثبت تبديل مي‌شود. ديگر زمان فكر كردن به بكارگيري قدرت عليه ديگران گذشته است. ما اكنون بايد به استفاده از قدرت براي دستيابي به اهدافمان با همكاري ديگران فكر كنيم. 

* آمريكا تمايل به تمركز بر قدرت سخت تهديد و تطميع دارد 

ما در آمريكا تمايل به تمركز بر قدرت سخت تهديد و تطميع داريم. بخشي از اين تفكر به فرهنگ سياسي آمريكا و موسسات واقع در اين كشور برمي گردد. هيچ سياستمداري نمي‌خواهد "نرم " جلوه كند و افزايش بودجه پنتاگون نسبت به وزارت خارجه آمريكا براي كنگره آسان‌تر است. رويكرد غالب بر مسائل بين‌المللي واقعيت گرايي است كه اصل آن به دوران ماكياولي برمي گردد. براي واقعيت‌گراها، جهان آشفته به نظر مي‌رسد و كشورهاي مقتدر براي اطمينان از استقلالشان بايد به ابزار خود تكيه كنند كه شامل قدرت نظامي مي‌شود. واقعيت‌گراها به صورت‌هاي مختلف ظاهر مي‌شوند اما همگي تمايل به آن دارند كه به سياست‌هاي جهاني به عنوان سياست‌هاي قدرتي بنگرند. در اين زمينه آن‌ها درست فكر مي‌كنند. يك واقعيت گرايي عمل‌گرا و يا عرفي بايد تصوير كاملي از منابع قدرت شامل نظرات، مشوق‌ها و جاذبه‌هايي كه از فرهنگ، ارزش‌ها و سياست‌هاي مشروع يك كشور نشأت مي‌گيرد، در اختيار داشته باشد. بسياري از واقعيت‌گراهاي قديمي نقش قدرت نرم را بهتر از برخي فرزندان دانشگاه رفته خود درك مي‌كردند. 

* استفاده از زور ديگر بهترين ابزار موجود براي دستيابي به نتايج دلخواه نيست 

واقعيت گرايي شامل برخي جنبه‌هاي روابط بين‌الملل نيز مي‌شود. اما كشورها ديگر تنها بازيگران مهم در امور جهاني نيستند؛ امنيت نظامي تنها نتيجه مهمي نيست كه آنها مي‌خواهند؛ و استفاده از زور ديگر بهترين ابزار موجود براي دستيابي به نتايج دلخواه نيست. در واقع، روابط بين كشورهاي پيشرفته پس از انقلاب صنعتي يكي از مسائلي است كه اين كشورها به آن وابستگي متقابل پيچيده‌اي دارند. اين شبكه عميق از روابط فراملي در ميان جوامع دموكراتيك بدان معناست كه فقدان هر يك از اين دولت‌ها تاثيرات كاملا متفاوتي از آنچه كه واقع‌گراها پيش بيني مي‌كردند، خواهد داشت. 

* راهبرد مورد استفاده بازيگران بين‌المللي نقش مهم‌تري از تفوق نظامي بازي مي‌كند 

قدرت نرم تنها در روابط ميان كشورهاي پيشرفته تاثيرگذار نيست. در عصر اطلاعات، ارتباطات نقش مهم‌تري را بازي كرده و نتايج آن تنها بستگي به تفوق نظامي ندارد بلكه راهبرد هر بازيگر نيز از اهميت برخوردار است. به طور مثال، براي مبارزه با تروريسم، يافتن راهي كه خوشايند مسلمانان باشد، لازم است. استفاده از قدرت نظامي سخت عليه اسامه بن لادن لازم بود. ما نمي‌توانستيم وي را مجذوب مشوق‌هاي خود كنيم اما ابزار قدرت نرم براي بدست آوردن دل‌ها و اذهان اكثريت مسلمانان جهان و كاهش احتمال تندروي لازم است. 

* رهبران سياسي آمريكا هنوز كاملا به اهميت استفاده از قدرت نرم پي نبرده‌اند 

در قرن بيست و يكم، يك سياست خارجي هوشمندانه قدرت سخت تهديد و تطميع را همراه با قدرت نرم جاذبه و تشويق بكار مي‌گيرد. ديگر تعبير "قدرت بزرگ " به عنوان كشوري كه بتواند در جنگ پيروز شود، كارايي لازم را ندارد. موفقيت نه تنها به پيروزي ارتش يك كشور بستگي دارد بلكه به راهبرد مورد استفاده آن كشور نيز وابسته است. رهبران سياسي آمريكا و بسياري از انديشمندان اين كشور هنوز خود را با اين واقعيت جديد تطبيق نداده‌اند. اكنون زمان آن است كه چنين اقدامي را انجام دهند.

نفوذ وزارت اطلاعات در اپوزيسيون خارج‌نشين + فیلم

http://www.tabnak.ir/fa/news/169522/نفوذ-وزارت-اطلاعات-در-اپوزيسيون-خارج‌نشين-+-فیلم

تابناک: 

نفوذ وزارت اطلاعات در اپوزيسيون خارج‌نشين + فیلم

ما با یک هواپیمای اختصاصی به آمریکا رفتیم و در ویلایی در حومه واشنگتن مستقر شدیم. آقای «دنیس راس» به استقبال بنده آمد. با آقای جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا در آنجا دیدار کردیم که وی قول داد، حمایت جدی‌ از جنبش جمع یاران برای براندازی نظام ایران داشته باشد.
محمدرضا مدحی در مستند «الماسی برای فریب» به پاتک هوشمندانه نیروهای امنیتی ایران به پروژه «دولت در تبعید» پرداخت.

به گزارش «تابناک» در این مستند که به بررسی طرح‌های مشترک انگلیس، آمریکا و موساد برای براندازی نظام ایران می‌پرداخت، محمدرضا مدحی، عنصر نفوذی ایران در محافل خصوصی اپوزیسیون خارج از کشور، اظهار داشت: بنده به عنوان رئیس شورای عالی حفظ امنیت و منافع ملی و امیرحسین جهانشاهی به عنوان جانشین بنده در «دولت در تبعید» منصوب شده بودیم.

وی در این مستند گفت: در آغاز ورود به عربستان با سفیر آمریکا در این کشور دیدار کردم. از طریق سفیر آمریکا در عربستان، با خانم هیلاری کلینتون، نشست محرمانه ای برگزار کردیم. در این نشست، قرار بر این شد که ایالات متحده با جنبش «جمع یاران» در جهت ادامه فتنه در ایران همکاری داشته باشد.

همچنین یك مقام مسئول در وزارت اطلاعات درباره جزیيات بیشتری از نفوذ دستگاه امنيتي كشورمان در كانون اپوزيسيون خارج كشور و فرايند شكست پروژه آمريكايي ـ صهيونيستي «دولت در تبعيد» به خبرگزاری فارس گفت: پس از آنكه دشمنان در جريان فتنه 88 كه با توجه به بديع بودن متغيرهايش متفاوت‌ترين فتنه در طول عمر جمهوري اسلامي بود موفق به پيشبرد پروژه براندازي نرم جين ‌شارپ نشد، اقدامات سخت‌افزارانه در دستور كار قرار دادند.

وي ادامه داد:‌ طراحان ناكام پروژه جنگ نرم از جمله جوزف ناي به اين فكر افتادند كه با توجه به جايگاه اقوام و مذهب در ايران متوسل به اقدامات سخت و عمليات‌هاي خرابكارانه در كشورمان شود.

اين مقام مسئول در وزارت اطلاعات گفت: بنياد آمريكايي دفاع از دمكراسي (PDD) در يكي از جلسات خود كه سه ساعت طول كشيد، تشكيل«دولت در تبعيد» را تصويب كرد كه مأموريت اجراي اين پروژه به دنيس راس معاون امور خاورميانه اوباما سپرده شد.

وي افزود: تحقق دولت در تبعيد، نيازمند چهره‌اي برخوردار از سوابق اجتماعي و مذهبي بود و بر همين اساس، سرويس اطلاعاتي آمريكا شناسايي و جذب عناصر مناسب براي رهبري دولت مذكور را در دستور كار قرار داد.

به گفته اين مقام امنيتي، در آن روزها، محمدرضا مدحي كه داراي وجه سابقه طولاني خدمت در نهادهاي انقلابي بود و در بانكوك به تجارت جواهرات و سنگ‌هاي قيمتي اشتغال داشت، مورد توجه سفارت آمريكا در تايلند قرار گرفت.

«اين فرد خيلي زود از طريق سرويس اطلاعاتي آمريكا براي پيوستن به جريان ضد انقلاب خارج از كشور جذب شد و در سفري به عربستان با مقامات آمريكايي از جمله هيلاري كلينتون وزير امور خارجه اين كشور ديدار كرد».

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: مدحي با پذيرش همكاري با آمريكا و اپوزيسيون خارج نشين و طرح ادعاي سازماندهي هزاران نفر از نيروهاي داخلي، جنبشي را با نام «جمع ياران» تشكيل داد.

وي افزود: او پس از سفر به واشنگتن با هواپيماي اختصاصي و استقرار در ويلايي در حومه اين شهر با جو بايدن ديدار كرد كه در اين دیدار، معاون رئيس جمهور آمريكا حمايت كامل كشورش از نامبرده را اعلام كرد.

اين مقام امنيتي ادامه داد: در پي موافقت مدحي با همكاري در پروژه دولت در تبعيد دنيس راس كه مأموريت تشكيل اين دولت را داشت، پروژه خود را با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي و سوابق همكار جديدش تكميل شده ديد.

به گفته او، مدحي پس از مدتي به فرانسه رفت و در آنجا با اميرحسين جهانشاهي سرمايه‌دار ايراني داراي تابعيت فرانسوي ـ اسرائيلي كه پدرش از چهره‌هاي نزديك به رژيم پهلوي به ويژه اشرف بود و خود او نيز مسئوليت سازماني موسوم به (موج سبز) را بر عهده داشت و 9 سال براي اقدامات براندازانه در سرزمين‌هاي اشغالي دوره ديده بود و همچنين مهرداد خوانساري از عناصر سلطنت‌طلب وابسته به دفتر به اصطلاح مطالعاتي سازمان جاسوسي MI6 انگليس كه پدر وي نيز از ديپلمات‌هاي رژيم شاه بود، دیدار كرد.

«در اين ديدار خصوصي كه در هتل آتلانتيك پاريس (محل كار جهانشاهي) انجام شد و در همان مكان نيز آغاز همكاري اين سه نفر در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام شد، پروژه تشكيل شوراي رهبري دولت در تبعيد رسماً كليد خورد».

مقام مسئول در وزارت اطلاعات با يادآوري برگزاري كنفرانسي در جزيره گوادالوپ در ژانويه 1979 (ديماه 1357) با حضور رؤساي چهار قدرت مهم بلوك غرب براي بازگرداندن شاه مخلوع به كشور، گفت كه اين‌ بار اپوزيسيون در نيمه دوم سال گذشته، كنفرانسي با نام گوادالوپ 2 براي همفكري در زمينه براندازي جمهوري اسلامي برگزار كرد.

وي افزود: در اين نشست كه سران تمام جريانات و گروه هاي ضدانقلاب از منافقين تا سلطنت‌طلبان و از تجزيه‌طلبان تا جريان فتنه و حتي فرق منحرف اخلاقي و اجتماعي حضور داشتند، دولت در تعبيد رسماً اعلام موجوديت كرد.

به گفته اين مقام امنيتي، عبدالله مهتدي، رهبر گروهك منحله كومله، حسن شرفي رهبر گروهك منحله دمكرات، عليرضا نوري‌زاده سلطنت‌طلب عضو MI6، رضا حسين‌بُر از رهبران يكي از گروه هاي تجزيه‌طلب، محسن مخملباف، رابط اپوزيسيون خارج كشور با سران فتنه، جهانشاهي از عناصر سازمان موساد و همچنين مسئول ميز ايران در سازمان جاسوسي فرانسه به نمايندگي از نيكلا ساركوزي، رئيس جمهور اين كشور حضور داشتند.

«در اين جلسه، راه هاي براندازي جمهوري اسلامي از جمله تداوم حيات جريان فتنه از طريق اقدامات آشوبگرانه و اغتشاش و حتي ترور چهره‌هاي منتسب به این جريان در درون كشور و همچنين نفوذ در ساختارهاي قدرت جمهوري اسلامي از طريق جذب نيرو از مراكز مهم مورد بررسي قرار گرفت و هفت ميليارد دلار آمريكا نيز براي آغاز اين تحركات اختصاص يافت».

مقام مسئول در حوزه امنيت داخلي وزارت اطلاعات گفت: پس از انتخاب مدحي به رهبري دولت در تبعيد و جهانشاهي به جانشيني وي و ايجاد شوراي سی نفره براي فعاليت‌هاي اجرايي در حوزه‌هاي سياسي و اقتصادي و رسانه‌اي در حقيقت این پروژه وارد فاز جديدي شد.

وي افزود: يكي از اقدامات صورت گرفته در اين مرحله، جذب ديپلمات‌هاي ايراني در خارج كشور بود كه براي آن كمپيني هم تشكيل شد؛ اما با افشاي هويت احمد ملكي ديپلمات ايراني در ايتاليا كه خواهرزاده مهدي كروبي بود، اين پروژه شكست خورد.

به گفته اين مقام امنيتي، هنگامي كه قرار شد شوراي رهبري دولت در تبعيد براي مديریت و هدايت عمليات‌هاي خرابكارانه در ايران و براندازي جمهوري اسلامي از طريق كودتاه ظرف يك سال در پادگان سيكلن تلاآويو مستقر شوند، عمليات نجات مدحي توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) انجام شد و او به كشور بازگشت.

وي در پايان تأكيد كرد كه امروز بحمدالله با در پيش‌ گرفتن رويكرد تهاجي وزارت اطلاعات و تعريف امنيت نظام اسلامي در بیرون از مرزها و اقدامات مؤثر و هوشمندانه در اين عرصه، جمهوري اسلامي در بالاترين سطح ثبات و امنيت قرار دارد.

مستند «الماسي براي فريب» از شبكه اول سيما پخش شد كه روايتي از نفوذ دستگاه اطلاعاتي جمهوري اسلامي در كانون اپوزيسيون خارج‌نشين و اشراف بر تحركات ضد انقلاب و نمايشي از اقتدار سربازارن گمنام امام زمان (عج) در به سخره گرفتن سرويس‌هاي جاسوسي غرب بود.

دشمنان نظام اسلامي در 32 سال گذشته، همواره با کمک از اپوزيسيون و به كار گرفتن اقدامات نرم و سخت‌افزارانه تلاش كردند توطئه‌هاي خود را براي براندازي جمهوري اسلامي پيش برند؛ اما پاتك وزارت اطلاعات به توطئه بزرگ دولت در تبعيد كه همه سرويس‌هاي جاسوسي دشمن و ضدانقلاب در لواي آن بودند، با اقدامي استراتژيك به تأخير افتاد و فرسايشي شدن آن، موجب كاهش نتايج اين طرح آمريكايي ـ صهيونيستي شد و سپس با نجات الماسي كه براي فريب انديشيده شده بود، نقشه‌اي كه آنها الماس خود مي‌خواندند با الماسي ديگر منهدم شد. 

فیلم مستند «الماسی برای فریب» را از لینک های زیر مشاهده نمایید:


قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

http://www.tabnak.ir/fa/news/169522/نفوذ-وزارت-اطلاعات-در-اپوزيسيون-خارج‌نشين-+-فیلم

ديپلماسي ديجيتالي انگليس


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003120240

رئيس مركز ديپلماسي ديجيتالي انگليس:
همه كشورها به زودي مجبور به ايجاد مراكز "ديپلماسي‌عمومي " خواهند شد

خبرگزاري فارس: رئيس مركز ديپلماسي ديجيتالي انگليس با تأكيد بر اهميت روزافزون ديپلماسي ديجيتالي، اعلام كرد: به نظر من كشورها به نقطه‌اي خواهند رسيد كه تشكيل چنين مركزي را به عنوان يك نياز طبيعي در نظر مي‌گيرند.


به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، «فرگوس هانسون» از «پايگاه تحليلي لووي اينترپرتر» وابسته به انديشكده «مؤسسه سياست بين‌الملل لووي» در مصاحبه‌اي با «جيمي ليچ» رئيس مركز ديپلماسي ديجيتال وزارت امور خارجه انگليس به بررسي نقش كنوني ديپلماسي ديجيتالي و چشم انداز آن پرداخته است. 

متن كامل اين مصاحبه تقديم خوانندگان محترم مي‌شود: 

* وزارت امور خارجه انگليس در حال حاضر يكي از پيشگامان ديپلماسي در عرصه بين‌الملل است 

- هنسون: وزارت امور خارجه انگليس در حال حاضر يكي از پيشگامان ديپلماسي در عرصه بين‌الملل است. به نظر شما كه تاكنون روش‌هاي ديپلماتيك مختلفي را تجربه نموده‌ايد، كدام روش ديپلماتيك بيشترين بازدهي را در وزارت امور خارجه انگليس داشته است؟ 
- ليچ: مسئله اصلي روش كار نيست، بلكه پيامي است كه بنا داريم از طريق روش‌هاي مختلف و يا رسانه‌ها به جامعه هدف خود برسانيم. ما روش خود را براي ديپلماسي داريم كه بر ايجاد ارتباطات اجتماعي در موقعيت مناسب متكي است. ما بايد براي رساندن پيام دلخواه خود به شنوندگان هدف، پيام‌ها و روش ديپلماتيك خود را با يكديگر هماهنگ كنيم. 

* پوشش رسانه‌اي جشن عروسي "پرنس ويليام " نتايج شگرفي براي ديپلماسي عمومي انگليس داشت 

رسانه‌هاي اجتماعي موجود مانند يوتيوب و فيس‌بوك بسيار دم دست و البته ارزان هستند ولي گاهي مي‌توان با ايجاد يك تقسيم بندي مناسب در رسانه‌ها، شاهكارهاي ديپلماتيك را به ثمر رساند. يك مثال كوچك از چنين تقسيم بندي، كاري است كه ديپلمات‌هاي ما در پكن به هنگام جشن ازدواج "پرنس ويليام " انجام دادند. (اين جشن نمونه‌اي از يك فرصت كلاسيك در حوزه جنگ نرم بود). ديپلمات‌هاي انگليسي با سازمان رسانه‌هاي چين (سينا) يك گروه كاري مشترك در حوزه پوشش خبري مراسم عروسي تشكيل دادند و توانستند نتايج ديپلماتيك شگرفي از همين عروسي بدست بياورند. اين كار نتايج بسيار چشمگيري در حوزه آمار داشت مثلاً حدود 24 هزار مرتبه از صفحه "انگليس را از چشمان من ببينيد " بازديد شد، يك و نيم ميليون نفر از صفحه (Wishes) بازديد كردند و 90 هزار نفر اخبار مربوط به عروسي را در پايگاه (Sina Weibo) كه همان معادل چيني سايت توييتر است دنبال مي‌كردند. ولي نتيجه بهتر از اين آمار، نظراتي بود كه خوانندگان ثبت مي‌كردند كه اين امر نشان مي‌داد اين افراد پيام دلخواه ما دريافت كرده‌اند مثلاً اين پيام : "اين فيلم انگليس را از چشمان من ببينيد واقعاً خوب بود. (انگليس كشوري) معقول، با اعتماد به نفس، روشن فكر، پويا و خلاق است. " 

* كشورهاي ديگر به‌زودي وادار به تأسيس مركز ديپلماسي ديجيتالي خواهند شد 

- هنسون: وزارت‌هاي امور خارجه همه كشورها مركزي مانند مركز ديپلماسي ديجيتال وزارت خارجه انگليس ندارند. آيا به نظر شما اين مركز يك گزينه اجتناب ناپذير است و تمامي كشورها دير يا زود مجبور خواند شد آن را تأسيس كنند و يا نه؟ آيا ايجاد چنين مركزي تنها در حد يك گزينه اختياري و دلخواه است؟ 

- ليچ: به نظر من كشورها به نقطه‌اي خواهند رسيد كه تشكيل چنين مركزي را به عنوان يك نياز طبيعي در نظر مي‌گيرند. منظور ما يك تغيير بنيادي در روندهاي ديپلماتيك نيست بلكه ما انتظار داريم بازيگران صحنه ديپلماسي بين‌الملل اين واقعيت را درك كنند كه علاوه بر افزايش روزافزون مخاطبان ديجيتال پيام‌هاي ديپلماتيك، ايجاد فهم بنيادي از ديپلماسي در ميان مردم مستلزم نشان دادن خروجي‌هاي ديپلماتيك در شبكه‌هاي مناسب به مردم است. شايد در خصوص نقش پايگاه‌هاي اجتماعي اينترنتي در "بهار عربي " كمي اغراق شده باشد ولي قبول كنيم كه ديپلماتي كه در جريان گفت و شنودهاي پايگاه‌هاي اين چنيني باشد، فهم و درك بالاتري نسبت به ديگران از حوادث جاريه خواهد داشت

* انقلاب هاي اخير در خاورميانه روند ديجيتاليزه كردن ديپلماسي انگليس را سرعت بخشيده است 

- هنسون: مركز ديپلماسي ديجيتال چگونه در ساختار وزارت امور خارجه انگليس تعريف شده است؟
 
- ليچ: ما هنوز با ايده‌آل هاي خود فاصله داريم ولي هم اكنون ارتباطات خود را به سمت ديجيتالي شدن پيش مي‌بريم. با پيش آمدن رخدادهاي اخير در خاورميانه و شاخ آفريقا، اين روند ديجيتاليزه كردن را سرعت بخشيده‌ايم. ما توانسته ايم با پايش لحظه‌اي وقايع اين دو منطقه و ارسال نتايج حاصله به صورت ديجيتال به مركز وزارتخانه توانسته ايم از مخاطبين انقلاب و برنامه‌هاي احتمالي آنها براي آينده انقلاب مطلع شويم. يكي ديگر از كاركردهاي ديپلماسي ديجيتال، پرهيز از آشفتگي و يافتن هدف صحيح براي ارتباط و كمك رساني است. اين برنامه بخشي از اهداف كلي ما براي ايجاد ديدي وسيع‌تر نسبت به ارتباطات است كه مدل قديمي مصاحبه‌هاي ديپلماتيك براي مخاطبان عادي را به برقراري ارتباطات موثر با هر كجاي جهان تبديل مي‌كند. 

* ديپلماسي ديجيتالي به معني تغيير كاركردهاي ديپلماتيك نيست بلكه متضمن تغيير مكانيزم‌هاي ديپلماسي است 

- هنسون: به نظر شما ديپلماسي ديجيتالي چه تأثيري بر آينده دستگاه هاي ديپلماسي كشورهاي جهان خواهد داشت؟ 

- ليچ: به نظر من با گذشت زمان همگان خواهند فهميد كه ديپلماسي ديجيتالي به معني تغيير كاركردهاي ديپلماتيك نيست بلكه متضمن تغيير مكانيزم‌هاي ديپلماسي است و با اين منوال، اين روش ديپلماسي در آينده به بخشي طبيعي و جدايي ناپذير از ديپلماسي تبديل خواهد شد.
ارتباطات گستره تر يعني فهم بهتر و
فهم بهتر يعني آسان‌تر شدن برخي مسيرهاي ديپلماتيك و
تأثير بيشتر بر روندهاي سياست گذاري كه اين امر متضمن بالا رفتن ارزش مشورت در روند سياست گذاري خواهد بود.

همچنين كاركردهاي ديپلماتيك بنا به افزايش تعداد افراد درگير در آن، براي مردم ملموس‌تر خواهد شد همان‌طور كه در اكثر موارد استفاده از تبليغات ميداني باعث مي‌شود افراد اجتماع نسبت به تقويت منش سياسي خود ترغيب شوند. البته سريع‌ترين بازخورد مثبت اين طرح را مي‌توان در فعاليت‌هاي كنسولي ديد زيرا در اين حوزه، نياز شديدي به ارسال و دريافت پيام در شرايط خاص وجود دارد.